علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )
496
آيين حكمرانى ( فارسى )
كارگى و شهوترانى او در اين خصوص سخن بگويد چنين كارى براى كسى چون ابو نواس يك منكر است ، هرچند ممكن است براى غير او منكر نباشد . به هرروى ، اگر محتسب در اين وضعيت چيزى منكر بيند درنگ مىورزد ، بررسى مىكند و شواهد و قراين را ملاك عمل قرار مىدهد و پيش از آنكه حقيقت امر را روشن كند به نهى و مخالفت نمىشتابد ، همانند آنكه ابن ابى زناد از هشام بن عروه نقل كرده كه گفته است : عمر بن خطاب رضى اللّه عنه درحالىكه خانهء خدا را طواف مىكرد مردى را ديد كه زنى مهپاره - به زيبايى و نيكورويى - را روى دوش دارد و طواف مىكند و مىگويد : براى اين زيبا روى شترى رهوار و خوشركاب به پيش راندهام و از دشت و بيابان گذر كردهام . به دستان خويش از او مراقبت مىكنم كه مباد به سويى كج شود و از اين بيم دارم كه فرو افتد يا به جانبى خم شود و به اين كار پاداشى بسيار آرزو دارم « 1 » . عمر رضى اللّه عنه بدان مرد گفت : اى بندهء خدا ، اين كيست كه حج خويش را ارزانىاش داشتهاى ؟ گفت : همسرم ، اى امير مؤمنان ، و او زنى گول ، نيمديوانه ، پرخور ، آخال و بدحال است . عمر گفت : پس چرا او را طلاق نمىدهى ؟ گفت : زيبارويى است كه نتوان كينهاش در دل گرفت و مادر چند كودك است كه نتوان او را وانهاد . عمر گفت : پس تو خود با او دمساز باش . ابو زيد گفت : واژهء « مرغام » در سخن آن مرد به معناى نيمديوانه است . مطابق اين روايت ، عمر پيش از اينكه آن مرد را نهى كند از وضع او پرسيد و چون ترديدش از ميان رفت در برابر او نرمش نشان داد . چنانچه مردى آشكارا شراب بخورد ، در صورتى كه مسلمان باشد محتسب شراب او بريزد و او را تأديب كند و در صورتى كه ذمى باشد او را بر اينكه آشكارا چنين كارى كرده است تأديب كند ، هرچند در اين فرض فقيهان در اينباره كه آيا بايد شراب او را ريخت يا نه اختلاف كردهاند : ابو حنيفه بدان گراييده است كه شراب او را نتوان ريخت ؛ چرا كه از ديدگاه او شراب از جمله اموال ذميان است كه مطابق حقوق آنان حرمتش پاس داشته مىشود ؛ اما
--> ( 1 ) . قطعهاى است از بحر سريع : قدت لهذى جملا ذلولا * موطأ اتبع السهولا اعدلها بالكف ان تميلا * احذر ان تسقط او تزولا ارجو بذاك نائلا جزيلا ابيات را بنگريد در : فاكهى ، اخبار مكه ، ج 1 ، ص 313 ؛ ابن منظور ، لسان العرب ، ج 12 ، ص 246 . گفتنى است در اين متون به جاى « قدت » واژه « عدت » آمده و بر اين پايه ترجمه مصرع نخست آن است كه براى اين زن شترى رهوار شدهام - م .